|
وقتی باران می بارد قورباغه ها هم عاشق می شوند! (محمد علی رضا زاده)
|
از خدا نمی ترسیدم
مگر چه می شد؟!
فوقش آنکه آن دنیا...........
باز هم می ارزید
آخر...
بکارت چشم ها و بلوغ نگاهت را
تضادی بوداهورایی
تا میدان مین صورتت
تا شهادت
چیزی نمانده بود
شهادت قسمت ما می شد ای کاش